احادیث و سخنان

حدیث امام هادی اجاره

درباره ی اجاره از امام ابوالحسن علیه السلام سؤالاتی کرده اند که به آنها پاسخ داده است، از جمله: ۱- محمد بن عیسی یقطینی در نامه ای به خدمت امام ابوالحسن الهادی علیه السلام نوشت و درباره ی کسی که پسرش را نزد مردی گذاشته تا کار کند و در برابر کاری که می کند آن مرد، سالانه اجرت معینی به او بدهد. آن گاه مرد دیگری مراجعه می کند و می گوید: پسرت را در برابر مزد بیشتری به من [ صفحه ۱۲۷] بسپار، آیا این مرد اختیار فسخ دارد یا ندارد؟ آیا می تواند قرار داد اولی را بهم بزند، یا نه؟ امام علیه السلام در پاسخ او نوشت: «او باید به قرارداد اول عمل کند، البته تا وقتی که برای فرزندش بیماری و یا ضعفی پیش نیامده است.» [۱۴۶] . این روایت دلیل بر این است که امضا و اجرای قرارداد اول بی اشکال است و هیچ راهی برای فسخ کردن آن وجود ندارد. مگر آن که برای فرزندش بیماری و یا ضعفی پیش آید که نتواند کار کند، در آن صورت اجاره را به خاطر عدم توانایی کار بهم می زند. ۲- محمد بن اسحاق نقل کرده است که: به خدمت ابوالحسن سوم – امام هادی – علیه السلام، نوشتم: «مردی مزرعه ای را از کسی اجاره کرده است و صاحب زمین که آن را اجاره داده بود در حضور مستأجر فروخت و مستأجر به فروش اعتراضی نکرد، در حالی که شاهد بر فروش بود، تا این که مشتری از دنیا رفت و او چند ورثه داشت، آیا این زمین در ضمن میراث به ورثه ی مشتری می رسد، یا این که تا پایان مدت اجاره در دست مستأجر می ماند؟ امام علیه السلام در پاسخ او نوشت: «تا پایان اجاره در دست مستأجر می ماند.» [۱۴۷] . این روایت دلیل بر آن است که فروختن عین مستأجر و مردن مشتری آن باعث بطلان اجاره نمی شود و عین مستأجره در دست مستأجره می ماند تا منافع آن را برداشت کند، تا این که مدت اجاره منقضی شود. ۳- ابراهیم بن محمد همدانی نقل می کند: به خدمت امام ابوالحسن علیه السلام نامه ای نوشتم و درباره ی زنی پرسیدم که مزرعه ای را به مدت ده سال اجاره داده است که در پایان هر سال مال الاجاره را دریافت کند، پیش از وقت [ صفحه ۱۲۸] چیزی از اجاره را به او نداده اند، و آن زن هنوز سه سال تمام نشده و یا بعد از سه سال از دنیا می رود آیا بر ورثه ی او واجب است که اجاره را تا پایان مدت لازم الاجراء بدانند یا این که با مردن آن زن پایان یافته است؟ امام علیه السلام در پاسخ نوشت: «اگر مدت تعیین شده و هنوز آن مدت سپری نشده، و او از دنیا رفته است پس باید ورثه ی او اجاره را بپذیرند و اگر آن مدت تمام نشده است اما به ثلث و یا نصف و یا مقداری رسیده است، ورثه ی آن زن به همان مقدار از وقت اجاره را نافذ بدانند – ان شاءالله -» [۱۴۸] . فقها در این مورد اختلاف نظر دارند که آیا اجاره با مردن اجاره دهنده و یا اجاره کننده بهم می خورد یا نه؟ عقیده ی برخی از فقهای متأخر بر این است که اجاره باطل می شود، و به همین روایت استدلال کرده اند که از آن تعبیر به روایت موثقه می کنند، گفته اند چون این سخن امام علیه السلام: «آن اجاره به ورثه مربوط است» دلیل بر بطلان اجاره از زمان مردن اجاره دهنده می شود، نه از اصل، به قرینه ی عبارت پس از این جمله، که ظاهر در توزیع مبلغ اجرت به نسبت زمان حیات تا مجموع مدت است. اما در مجمع البرهان، ادعا شده است که این روایت، صراحت دارد بر باطل نشدن اجاره با مردن اجاره دهنده. گویا او در این مورد به ظاهر سخن امام علیه السلام که فرموده است: «آن اجاره مربوط به ورثه است» استناد جسته است، زیرا ظاهر این عبارت بیانگر صحت اجاره است و دنباله ی عبارت را بر این حمل کرده است که مطابق مدتی که در عقد اجاره تعیین شده است، استحقاق دریافت مال الاجاره را دارند. [۱۴۹] . [ صفحه ۱۲۹]
برگرفته از کتاب تحلیلی از زندگانی امام هادی (ع) نوشته آقای باقر شریف قرشی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *