احادیث و سخنان

سخنان امام هادی در مورد عمر آل فرج

[۸۴۲] -۲۰۵- روی الکلینی: عن الحسین بن محمد، عن معلی بن محمد، عن احمد بن محمد بن عبدالله، عن محمد بن سنان، قال: دخلت علی ابی الحسن علیه السلام فقال: یا محمد! حدث بآل فرج حدث؟ فقلت: مات عمر، فقال: الحمدلله، حتی احصیت له اربعا و عشرین مره. فقلت: یا سیدی! لو علمت ان هذا یسرک لجئت حافیا، اعدو الیک، قال: یا محمد! او لا تدری ما قال لعنه الله لمحمد بن علی ابی؟ قال: قلت: لا، قال: خاطبه فی شی ء، فقال: اظنک سکران، فقال ابی: اللهم ان کنت انی تعلم امسیت لک صائما فاذقه طعم الحرب، و ذل الاسر، فوالله! ان ذهبت الایام حتی حرب ماله و ما کان له، ثم اخذ اسیرا، و هو ذا قد مات، لارحمه الله، و قد ادال الله عزوجل منه، و ما زال یدیل اولیاءه من اعدائه [۸۴۳] .
[۸۴۴] -۲۰۵- کلینی با سند خود از محمد بن سنان نقل می کند که گفت: خدمت امام هادی علیه السلام رسیدم فرمود: محمد! آیا برای آل فرج حادثه ای پیش آمده؟ عرض کردم: آری، عمر [بن فرج که والی مدینه بود] درگذشت. فرمود: الحمدلله، و شمردم تا بیست و چهار بار آن را تکرار کرد. عرض کردم: سرورم! اگر می دانستم از این خبر اینقدر خوشحال می شوی، پا برهنه و دوان دوان خدمت شما می آمدم. فرمود: محمد! آیا نمی دانی او – که خدایش لعنت کند – به پدرم امام جواد علیه السلام چه گفت. عرض کردم: نه. فرمود: درباره ی موضوعی پدرم با او سخن می گفت: او گفت: به گمانم تو مستی، پدرم فرمود: خدایا! اگر تو می دانی که امروز را برای رضای تو روزه داشتم، مزه ی غارت شدن، و ذلت اسارت را به او بچشان، سوگند به خدا! پس از چند روز مال و دارایش غارت شد، و خود به اسیری رفت، و اینک هم مرده است، خدایش رحمت نکند، خدا از او انتقام گرفت، و همواره انتقام دوستانش را از دشمنانش می گیرد.
برگرفته از کتاب فرهنگ جامع سخنان امام هادی (ع) نوشته آقای محمود شریفی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *