احادیث و سخنان

متن نامه امام هادی به اهل اهوازقسمت پنجم

امام هادی با روایت جدش امیرالمو منین نادرستی جبر و تفویض را آشکار ساخته سپس به آوردن چند مثال برای تاءیید گفته های خود می پردازد . حضرت در دنباله نامه افزود :
(و نمونه امتحان به وسیله توان و قدرت ، نمونه مردی است که بنده ای و مال بسیاری دارد و می خواهد در عین اینکه سرانجام بنده را می داند او را بیازماید، پس به او هر چه از مال خواسته داده و راه هایی را به او نشان داده و از او خواسته است تا این اموال را در این راه ها خرج کند و به او گفته از کارهایی که مولا نمی پسندد اجتناب کند و پولی در آن راه صرف ننماید . این دارایی در هر دو راه صرف می گردد (یکی اموال را در راه رضای مولا خرج می کند و دیگری در راه مخالف خواسته او) مالک او را در خانه ای موقتی منزل می دهد و به او می گوید که این جایگاه همیشگی نیست و بزودی باید به خانه ای ابدی وارد گردد که در آن پاداش و کیفری دائم برقرار است ، اگر بنده مال را در راه رضای مولا صرف کند به پاداش پایدار در آن خانه ابدی دست خواهد یافت و اگر مال را در راه مخالفت و عصیان مولا خرج کند در آن جایگاه همیشگی کیفری پا برجا در انتظارش می باشد .
مولا از همان آغاز مدت معینی را برای اقامت بنده در این خانه ناپایدار در نظر گرفته است و وعده داده است در این فرصت مال را در اختیار بنده بگذارد و آن را باز پس نگیرد و پس از بسر آمدن مدت معین ، مولا مال و بنده را می گیرد زیرا مولا منصف به وفا، عدالت ، انصاف و حکمت است و به وعده خود وفا نموده است . آیا در این صورت شایسته تر نیست که اگر بنده طبق اوامر مولا عمل کرده باشد و اموال را در راه رضای او خرج نموده باشد، مولا که حکمت و عدل محض است به پاداش ، او را در خانه ای جاویدان متنعم گرداند و او را با تفضلات خویش گرامی بدارد .
و اگر بنده در آن خانه گذرا خلاف دستور مولا عمل کند و اموال را در راهی صرف کند که مولا آن را نهی کرده است در این صورت لازم است که مولا او را به کیفر جاوید در خانه آخرت برساند و در این کار بر او ستمی نکرده است زیرا پیشاپیش ، وعده و وعید خود را بیان نموده است و توانایی و سیطره مولا او را بر ایفای مواعید خویش قادر می سازد .
امّا مولا همان خداوند متعال است و امّا بنده ، همان بنی آدم آفریده شده است و امّا (مال) قدرت فراگیر خداوندی است و امتحانش اظهار (حکمت و قدرت) است و خانه گذرا (دنیاست) و برخی از اموالی که در اختیار بنده است همان توان و قدرت انسان است . راه هایی که خداوند فرموده مال را در آن صرف کنند همان توانایی پیروی از پیغمبران و اقرار به آن چیزی است که از طرف خداوند آورده اند . و امّا اجتناب از راه هایی که خدا نهی کرده است راه های شیطان است ، وعده مولا نعمت همیشگی یعنی (بهشت) است . (و خانه گذرا، دنیاست) و خانه پایدار (آخرت) است و عقیده میان جبر و تفویض همان اختیار و آزمایشی است که به وسیله نیروی بنده که از خداوند بدو داده شده است به عمل می آید .
استطاعت در پنج مورد است که امام صادق آنها را نام برده است و فرموده همه امور در این پنج مورد خلاصه می گردند و من ( – ان شاء اللّه -) با استشهاد به آیات قرآن آنها را توضیح می دهم .
این مثال که به وسیله حضرت بکار رفته است ، به صراحت آدمی را مالک اراده خود و مختار در رفتارش معرفی می کند . اگر انسان پروردگارش را اطاعت کند با اراده و آزادانه اینکار را کرده است و بر آن مجبور نبوده است و اگر عصیان ورزد مسو ول عواقب عصیانش می باشد زیرا مجبور به معصیت و کجروی نبوده است .
این مطلب جوهر ( (امر بین الامرین)) است که به وسیله ائمه اهل البیت ارائه شده و چون مروارید بی مانندی در مخزن اندیشه ها می درخشد .
به بیانات امام باز گردیم : حضرت فرمود :
(امّا سخن امام صادق درباره صحت خلقت یعنی انسان کمال آفرینش ، کمال حواس ، عقل استوار و قدرت تمیز و گویایی زبان را دارد و این معنی سخن خداست که می فرماید :
( (و لقد کرمنا بنی آدم و حملناهم فی البر و البحر و رزقناهم من الطیبات و فضلناهم علی کثیر ممن خلقنا تفضیلا) .) (۱۹۸)
(و ما فرزندان آدم را بسیار گرامی داشتیم و در خشکی و دریا برایشان مرکب فراهم ساختیم و از غذای لذیذ و پاکیزه آنها را روزی دادیم و آنها را بر بسیاری از مخلوقات خود برتری و فضیلت بخشیدیم) .
خداوند متعال خبر داده است که بنی آدم را به سبب خرد و گویایی ، بر تمام موجوداتی که بشر می تواند درک کند چه درندگان و بهائم و چه موجودات دریایی و هوایی برتری داده است و اینست تفسیر سخن خداوند که می فرماید :
( (لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم ؛) (۱۹۹) ما انسان را در بهترین قوام و نیک ترین بنیاد آفریدیم) .
و آیه شریفه : ( (یا ایها الانسان ما غرک بربک الکریم ، الذی خلقک فسواک فعدلک ، فی ای صوره ما شاء رکبک) .) (۲۰۰)
(ای انسان چه چیز تو را به خداوند کریمت مغرور کرده است خدایی که تو را آفرید و به صورتی کامل بیاراست و معتدل ساخت و در هر پیکره ای که خواست تو را ترکیب بندی نمود) و آیات بسیار دیگر .
پس اولین نعمت خدا بر انسان سلامتی خرد، برتری او بر بسیاری از مخلوقات بخاطر کمال عقل و امتیاز نطق و بیان است زیرا تمام جنبدگان روی زمین با حواس خود زیست و راه کمال را طی می کنند و این تنها بنی آدم است که با نطق و گویایی خویش بر موجوداتی که تنها به وسیله حواس ادراک می کنند برتری یافته است . همین نطق سبب گشته تا خداوند او را مالک دیگر مخلوقات کند تا جایی که به امر و نهی آنان بپردازد و آنها مسخر وی گردند همانگونه که خداوند می فرماید :
( (کذلک سخرها لکم لتکبروا اللّه علی ما هداکم ؛) (۲۰۱) و چنین است که بهائم را مسخر شما ساخت تا خداوند را به سبب هدایت کردن شما، تکبیر گویید و بزرگ شمارید) .
و فرمود : ( (و هو الذی سخر البحر لتاءکلوا منه لحما طریا و تستخرجوا منه حلیه تلبسونها) .) (۲۰۲)
(و اوست که دریاها را مسخر شما ساخت تا از آن گوشت تازه بخورید و زیورهایی برای پوشش استخراج کنید) .
و : ( (و الانعام خلقها لکم فیها دف و منافع و منها تاءکلون و لکم فیها جمال حین تریحون و حین تشرحون و تحمل اثقالکم الی بلد لم تکونوا بالغیه الا بشق الانفس) .) (۲۰۳)
(و چهارپایان را برای شما آفرید تا از پوشش (پوست) و دیگر منافع آن بهره مند شوید و از آن بخورید و از زیبایی آنها هنگام رفت و آمد و آسایش برخوردار گردید و بارهای شما را به شهری که جز با سختی جان ، بدان نتوان رسید حمل کنند) .
از این جهت است که خداوند او را فرا می خواند تا مطیع اوامر الهی گردد و راه حق را بپوید زیرا خلقت معتدل ، گویایی کامل ، معرفت و قدرتی که بتوانند بدان وسیله خدا را بپرستند، آدمی را بر موجودات دیگر برتر و گرامی تر ساخته است زیرا خداوند می فرماید :
( (فاتقوا اللّه ما استطعتم و اسمعوا و اطیعوا؛) (۲۰۴) هر چه در توان دارید تقوای خدا را پیشه کنید و بشنوید و اطاعت نمایید) .
و : ( (لا یکلف اللّه نفسا الا وسعها؛) (۲۰۵) خداوند به کسی جز به اندازه ای که داده تکلیف نمی کند) .
و آیات بسیار دیگری . پس اگر خداوند یکی از حواس بندگان را برگیرد تکلیف مشروط به آن حس را نیز از او بر می دارد چنانچه می فرماید :
( (لیس علی الاعمی حرج و لا علی الاعرج حرج ؛) (۲۰۶) بر نابینا حرجی نیست و بر لنگ حرجی نیست) .
خداوند جهاد و هر عملی که نیازمند بینایی و سلامت پا است از این افراد برداشته است همچنانکه بر صاحبان تمکن حج و زکات را واجب کرده است زیرا استطاعت آنها را به او داده است و بر تهیدست حج و زکات را واجب نساخته است و خود فرموده :
( (و للّه علی الناس حج البیت من استطاع الیه سبیلا) .) (۲۰۷)
(خدای را بر مردم حج کردن خانه کعبه است بر هر که بدان راه برد) .
همچنان که خداوند درباره ظهار می فرماید :
( (والذین یظاهرون من نسائهم ثم یعودون لما قالوا فتحریر رقبه – الی قوله – فمن لم یستطع فاطعام ستین مسکینا) .) (۲۰۸)
(و آنانکه از همسران ظهار کنند سپس از گفته خود برگردند باید بنده ای آزاد کنند – تا آنجا که می فرماید – پس هر که استطاعت آن را ندارد باید شصت مسکین را اطعام کند) .
همه اینها را دلیل بر آنست که خداوند پس از داد توان و استطاعت به بندگان آنان را مکلف ساخته است و از هر چه نهی کرده با بدان دستور داده مقدور بندگان بوده است و اینست معنی (سلامتی خلقت) .
و امّا سخن امام صادق درباره آزادی راه یعنی آنکه کسی مانع آدمی نگردد و او را از انجام دستورات الهی باز ندارد مانند سخن خداوند درباره آنکه ناتوان است و راه بجایی ندارد و نمی تواند چاره ای بیندیشد . و اینست آنچه خداوند متعال در این باره فرموده است :
( (الا المستضعفین من الرجال و النساء و الولدان لا یستطیعون حیله و لا یهتدون سبیلا) .) (۲۰۹)
(مگر مردان ، زنان و کودکان ناتوانی که چاره ای نمی توانند بیندیشند و راهی پیدا نمی کنند) .
و بدینسان گفته است که مستضعف و ناتوان آزادی عمل ندارد و راهش بسته است و اگر سخنی (به خلاف حق از روی تقیه) بگوید مادام که در دل ، ایمانش استوار است اشکالی ندارد .
و امّا مهلت در وقت ، دوران عمری است که آدمی از هنگام وجوب معرفت (بلوغ) تا هنگام مرگ از آن بهره مند است پس هر که در جستجوی حق بمیرد و به کمال آن نرسد عاقبت به خیر است به فرموده خداوند :
( (و من یخرج من بیته مهاجرا الی اللّه و رسوله . . . ؛) (۲۱۰) هر که از خانه اش برای مهاجرت به سوی خدا و رسولش خارج گردد . . .) .
و اگر به تمامی دستورات شریعت عمل نکرده باشد شاید نتوانسته و فرصت آن را نداشته است لذا مسو ول و معاقب نمی باشد . همانگونه که خداوند بر بالغان ، اموری را ممنوع و حرام کرده است که بر خردسالان تا هنگام بلوغ روا و مجاز است .
خداوند در قرآن شریف می فرماید :
( (و قل للمو منات یغضضن من ابصارهن . . . ؛) (۲۱۱) و به زنان مو من بگو چشم فرو پوشند و خیره نگردند . . .) .
که نشان دادن مواضع زینت به اطفال را برای زنان جایز ندانسته است و احکام مکلفین بر کودکان باز نمی گردد .
و امّا (زاد) یعنی توشه و امکاناتی است که بنده به کمک آنها قادر به اجرای دستورات الهی می گردد و خداوند می فرماید : ( (ما علی المحسنین من سبیل ؛) (۲۱۲) بر محسنان و نیکوکاران مسو ولیتی نیست) .
آیا نمی بینی خداوند عذر تهیدستان را که چیزی برای انفاق کردن ندارند می پذیرد و حجت را بر دارندگان زاد و مرکب ، حج و جهاد تمام می داند و موارد مشابه دیگر . همچنانکه پروردگار عذر فقیران را می پذیرد و برایشان حقی در اموال توانگران قرار می دهد و می فرماید :
( (للفقراء الذین اءحصروا فی سبیل اللّه . . . ؛) (۲۱۳) برای فقیرانی که در راه خدا درمانده و تهیدست گشته اند . . .) .
و دستور می دهد تا از آنان درگذرند و آنان را به تهیه آنچه ندارند و نمی توانند مکلف نمی سازد .
برگرفته از کتاب زندگانی امام علی الهادی علیه السلام نوشته آقای باقر شریف قرشی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *