اصحاب و شاگردان

اصحاب امام هادی ابراهیم بن عقبه

شیخ طوسی و برقی وی را از اصحاب امام هادی علیه السلام به شمار آورده اند. [۱] .
چند حدیث از احادیثی که از حضرت روایت نموده ذکر می نمایم:
حدیث اول
مرحوم کشی در بخش واقفه از ابراهیم بن عقبه نقل نموده که به امام هادی علیه السلام نوشتم: فدایت گردم شما این واقفیه را می شناسید، در نماز آنان را نفرین نمایم؟
قال علیه السلام: «نعم اقنت علیهم فی الصلاه». [۲] .
حضرت فرمود: «آری در نماز آنان را نفرین کن». در نامه ای که ابراهیم بن عقبه به امام علیه السلام نوشته است از واقفیه تعبیر به ممطوره شده است. مرحوم سید محمد کاظم قزوینی گوید: از واقفیه تعبیر به ممطوره شده است برای این جهت که آنان را به سگی تشبیه نماید که بر آن باران باریده و بیشتر موجب نجاست انسان می گردد زیرا اگر سگ تر گردید قطرات آب از بدن آن به انسان اصابت می نماید. [۳] . و مرحوم شیخ طریحی می نویسد: واقفیه کسانی می باشند که از پذیرفتن امامت امام رضا علیه السلام سر باز زدند و بر موسی بن جعفر علیهماالسلام متوقف شدند و در وفات وی توقف نمودند و علت توقف آنان این بود: وقتی که حضرت کاظم علیه السلام به شهادت رسید نزد همه ی وکلای حضرت مال فراوانی بود برای اینکه آن اموال را بخورند منکر شهادت امام موسی بن جعفر علیهماالسلام شدند. نزد زیاد قندی هفتاد هزار دینار بود و یکی از وکلای حضرت عثمان بن عیسی رواسی بود که مال فراوانی و شش کنیز نزد وی بود او در مصر وکیل موسی بن جعفر علیهماالسلام بود وقتی حضرت به شهادت رسید امام رضا علیه السلام شخصی را نزد وی فرستاد و آنچه نزد او بود درخواست نمود. به حضرت نوشت: پدرت وفات ننموده است، امام رضا علیه السلام به عثمان نوشت: «ان أبی قد مات و قد اقتسمنا میراثه، و قد صحت الاخبار بموته». «پدرم وفات نمود و میراث او را قسمت نمودیم و اخبار صحیح و درست در وفات او رسیده است». آن ملعون به حضرت نوشت: اگر پدرت وفات ننموده باشد تو در این اموال حقی نداری و اگر وفات نموده باشد – آن گونه که تو می گویی – باز حق نداری زیرا به من دستور نداده که آن اموال را به تو بدهم و کنیزان را آزاد نمودم و آنان را تزویج نمودم. [۴] . دقت فرمایید محبت دنیا و مال کار انسان را به کجا می کشاند برای زندگی چند روزه امر مسلم را انکار نمودند و امامت امام هشتم علیه السلام را نپذیرفتند، خدا ما را از لغزش ها حفظ نماید.
حدیث دوم
مرحوم ثقه الاسلام کلینی با ذکر سند از ابراهیم بن عقبه نقل نموده که به امام هادی علیه السلام نامه نوشتم و از زیارت امام حسین و زیارت امام موسی بن جعفر و زیارت امام جواد علیهم السلام پرسیدم (که کدام یک برتر است) حضرت در جواب نوشت:
«أبوعبدالله علیه السلام المقدم و هذا أجمع و أعظم أجرا». [۵] .
مرحوم علامه مجلسی در معنای این جمله چند احتمال را ذکر نموده است:
۱- امام حسین علیه السلام مقدم تر و افضل از آنان است.
۲- اگر امر دایر شود میان زیارت امام حسین علیه السلام تنها و زیارت هر یک از معصومین علیهم السلام که نتوانی همه را زیارت نمایی، زیارت امام حسین علیه السلام برتری دارد ولی زیارت امام موسی بن جعفر و امام جواد علیهم السلام با هم جامع تر و افضل است از زیارت امام حسین علیه السلام به تنهایی.
۳ – سزاوار است زیارت امام حسین علیه السلام را مقدم بداری اگر پس از آن موسی بن جعفر و امام جواد علیهم السلام را نیز زیارت نمایی جامع تر و مزد بیشتری نصیبت می گردد.
۴ – از بعضی نقل نموده که مراد این است: زیارت امام کاظم علیه السلام و امام جواد علیه السلام از زیارت امام حسین علیه السلام جامع تر است زیرا اعتقاد به امامت امام کاظم و امام جواد علیهماالسلام مستلزم اعتقاد به امامت امام حسین علیه السلام می باشد به این توضیح که هر کس امامت این دو بزرگوار را معتقد بود به امامت امام حسین علیه السلام نیز عقیده دارد ولی ممکن است کسی به امامت امام حسین علیه السلام معتقد باشد و امامت این دو بزرگوار را انکار نماید مانند زیدیه، بنابر این زیارت آن دو امام علیهماالسلام مانند اصل اعتقاد به امامت آنان می باشد. افزون بر این زیارت آن دو بزرگوار مانند زیارت امام رضا علیه السلام به خواص از شیعه اختصاص دارد ولی زیارت امام حسین علیه السلام را همه شیعیان قبول دارند ولی این معنای اخیر مورد ایراد است. [۶] .
————————————————————————————————————————————–
برگرفته از کتاب دانشنامه امام هادی علیه السلام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *