اصحاب و شاگردان

اصحاب امام هادی – عبدالعظیم حسنی

اشاره
شیخ طوسی رحمه الله او را از اصحاب امام هادی علیه السلام به شمار آورده است. [۲۷۲] شیخ نجاشی در شرح حال وی نوشته است: عبدالعظیم بن عبدالله بن علی بن الحسن بن زید بن الحسن بن علی بن ابیطالب علیهم السلام، کنیهاش ابوالقاسم است. کتابی به نام «خطب امیرالمومنین علیه السلام» دارد. پس از آن با ذکر سند از احمد بن محمد بن خالد برقی نقل نموده که عبدالعظیم از سلطان وقت فرار کرد و به ری آمد و در سرداب مردی از شیعیان در محله موالی ساکن گردید در آنجا به عبادت مشغول گردید روزها روزهدار بود و شبها را به نماز میگذراند و پنهانی بیرون میآمد و قبری را که اکنون مقابل قبر آن بزرگوار است زیارت مینمود و میفرمود: این قبر مردی از اولاد حضرت موسی بن جعفر علیهماالسلام است. پیوسته در آن سرداب به سر میبرد کم کم خبر وی به شیعیان آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم رسید تا اینکه بیشتر شیعیان ری وی را شناختند. مردی از شیعه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را در خواب دید، به آن مرد فرمود: مردی از فرزندان من را از محله موالی میآورند و در باغ عبدالجبار بن عبدالوهاب کنار درخت سیب دفن مینمایند، و به آن جایی که حضرت عبدالعظیم رضوان الله علیه دفن گردید اشاره فرمود. آن مردی که این خواب را دیده بود نزد صاحب باغ و درخت آمد تا درخت سیب و جای آن را از وی خریداری نماید. صاحب درخت به او گفت: درخت سیب و مکان آن را برای چه میخواهی؟ آن مرد صاحب درخت را در جریان خواب خود قرار داد. صاحب درخت سیب به او گفت: من نیز خوابی مانند خواب تو دیدهام و جای درخت سیب و تمام آن باغ را برای حضرت عبدالعظیم وقف نمودهام که خود آن حضرت و شیعیان در آنجا دفن شوند. بعد از این جریان حضرت عبدالعظیم بیمار گردید و به جوار رحمت خدا واصل [ صفحه ۱۸۳] شد وقتی که لباس از بدن مبارکش برون آوردند در جیب وی نوشتهای یافتند که نسب خود را در آن ذکر نموده و نوشته بود: «انا ابوالقاسم عبدالعظیم بن عبدالله بن علی بن الحسن بن زید بن علی بن الحسن بن علی بن ابیطالب علیهم السلام». [۲۷۳] . امام هادی علیه السلام مردم را در مسایل به عبدالعظیم ارجاع میداد جلالت و بزرگواری حضرت عبدالعظیم بیش از آن است که بتوان آن را بیان نمود بزرگان ما درباره آن حضرت فراوان نوشتهاند و در روایات مورد مدح واقع گردیده در روایتی که مرحوم محدث نوری از ابیحماد رازی نقل کرده چنین آمده است: «عن ابیحماد الرازی قال: دخلت علی علی بن محمد علیهماالسلام ب«سر من رآی» فسالته عن اشیاء من الحلال و الحرام فاجابنی فیها فلما و دعته قال: یا اباحماد اذا اشکل علیک شیء من امر دینک بناحیتک فسل عن عبدالعظیم بن عبدالله الحسنی و اقراه منی السلام». [۲۷۴] . «ابوحماد رازی میگوید: در سامرا خدمت امام هادی علیه السلام شرفیاب شدم مسایلی از احکام حلال و حرام از وی پرسیدم حضرت آنها را جواب داد. وقتی که با او وداع کردم فرمود: ای ابوحماد هر وقت در محل خودت مسالهای مشکل برایت پیش آمد از عبدالعظیم بن عبدالله حسنی بپرس و سلام مرا به او برسان».
برگرفته از کتاب زندگانی عسکریین : امام علی النقی علیهماالسلام نوشته: عباس حاجیانی دشتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *