اصحاب و شاگردان

اصحاب امام هادی – علی بن مهزیار الاهوازی

شیخ نجاشی و شیخ طوسی او را از اصحاب امام رضا و امام جواد و امام هادی علیهم السلام ذکر نمودهاند. [۳۱۱] . مرحوم نجاشی فرموده: علی بن مهزیار الاهوازی ابوالحسن دورقی الاصل از موالی است. پدرش نصرانی بود و اسلام آورد و گفته شده علی نیز در صغر سن اسلام آورد و خدا بر وی منت نهاد که مذهب حق را اختیار نمود. از امام رضا و امام جواد علیهماالسلام روایت نموده و از خصیصین حضرت جواد و وکیل آن حضرت بود و نزد آن جناب دارای مکان و منزلتی بود همچنان نزد امام هادی علیه السلام در بعضی از مناطق از طرف آنان وکیل و نماینده بود، نامههایی از آنان در مدح وی به دست شیعه میرسید در نقل حدیث راستگو بود طعن نسبت به او زده نشده، صحیح الاعتقاد بود، کتابهایی را تصنیف نموده که مشهور است. [۳۱۲] . و شیخ طوسی فرموده: علی بن مهزیار اهوازی شخصی است جلیل القدر و ثقه، روایات فراوانی نقل نموده، سی و سه کتاب دارد مانند کتابهای حسین بن سعید [۳۱۳] و رجالی معروف مرحوم کشی از یوسف بن سخت بصری نقل نموده که علی بن مهزیار نصرانی بود و خداوند او را هدایت کرد او از اهل هند بود و در روستایی از روستاهای فارس بود پس از آن ساکن اهواز شد. روشش این بود که وقتی آفتاب طلوع میکرد سر به سجده میگذاشت و سر بر نمیداشت مگر اینکه برای هزار نفر از برادران دینیاش دعا میکرد همچنان که برای خود دعا میکرد. پیشانیاش مانند [ صفحه ۱۹۸] زانوی شتر پینه بسته بود. و نیز با ذکر سند از علی بن مهزیار نقل کرده: در سال ۲۲۶ که از کوفه برمیگشتم در منزل «قرعاء» آخر شب از محل استراحتم برای وضو گرفتن و مسواک نمودن بیرون آمدم از محل و همراهانم فاصله گرفته ناگهان دیدم از قسمت پایین چوب مسواکم آتش مانند شعاع آفتاب شعله میزند از آن ترس و واهمه ننمودم ولی از آن جریان تعجب مینمودم آن جا را دست مالیدم گرمی نداشت پس گفتم: (الذی جعل لکم من الشجر الاخضر نارا فاذا انتم منه توقدون). [۳۱۴] . «آن خدایی که برای شما از درخت سبز آتشی آفرید که شما از آن میافروزید». در این رویداد میاندیشیدم و آن آتش مدتی شعلهور بود تا نزد همراهانم برگشتم در حالی که از آسمان نمنم باران میبارید و غلامانم در جستجوی آتش بودند. یکی از همراهان من مردی از اهل بصره بود وقتی که مرا دید با غلامانم گفتند: این ابوالحسن (کنیه اوست) است که با خود آتش دارد. وقتی که نزد آنان آمدم مرد بصری و غلامانم آتش را لمس نمودند دیدند گرمی ندارد پس از مدتی آن آتش خاموش شد سپس روشن گردید تا سه مرتبه پس از مرتبهی سوم دیگر روشن نشد! به چوب مسواک نگاه کردم در آن هیچ اثری نبود نه آتشی و نه گرمی و نه گرد و غباری و نه سیاهی، و اثر سوختگی نیز در آن دیده نمیشد! آن مسواک را پنهان نمودم سال آینده آن را خدمت امام هادی علیه السلام بردم و حضرت مسواک را از دست من گرفت و همه جای آن را دید و جریان سال گذشته را خدمتش عرض کردم، فرمود: آری این نور است! عرض کردم: فدایت شوم نور است؟ فرمود: این نور را خدا به تو عنایت نموده در پرتو میلی که به اهلبیت علیهم السلام داری و در پرتو فرمانبرداری تو از من و پدرانم. [۳۱۵] .
برگرفته از کتاب زندگانی عسکریین : امام علی النقی علیهماالسلام نوشته: عباس حاجیانی دشتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *