از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار شهادت امام علی النقی، هادی (ع) – آسمان را آهِ جان سوزت ز پا انداخته

آسمان را آهِ جان سوزت ز پا انداخته
مادرت را باز در هول و وَلا انداخته

کاری از دست طبیبان بر نمی آید غریب
در کنار بستر تو مرگ جا انداخته

پوستی بر استخوان داری به زهرا رفته ای
خونِ دل خوردن تو را از اشتها انداخته

رفته رفته حجره ات گودال سرخی می شود
زهر، لب های تو را از ربنا انداخته

تشنگی بی رحم تر از نیزۀ زیر گلوست
تارهای صوتی ات را از صدا انداخته

جام می شرمندۀ اندوه چشمانت شده
ماجرا را گردن شام بلا انداخته

شام گفتم، خیزران آمد به یادم “وای وای”
گریه ها را یاد طشتی از طلا انداخته

شاعر: وحید قاسمی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *