حرم و بارگاه

آستانه سید محمد در عصر مرجعیت حاج آقا حسین قمی

در عصر مرجعیت حاج آقا حسین قمی رحمه الله جمعی از مردم ایران اموال زیادی جهت تعمیرات آستانه سید محمد ارسال داشتند و به خصوص بین سال های [ صفحه ۳۲۸] ۱۳۰۸ تا ۱۳۸۴ هجری قمری این آستانه به شکل باشکوهی تکامل یافت. عمارت جدید دارای صحن مربع شکل به ضلع ۱۵۰ متر است و در وسط صحن شریف حرم مطهر واقع است که گنبد کاشی کاری آن نظر هر بیننده را به خود جلب می دارد. محیط گنبد حدود ۵۰ متر و ارتفاع آن ۴۵ متر است و در کنار آن مناره ای به ارتفاع ۴۰ متر در سال ۱۳۷۹ قمری برافراشته اند. در مقابل حرم یک ایوان مسقف با ستون های باشکوه خودنمایی می کند. حرم مطهر با کاشی کاری و آیینه کاری هنرمندان ایرانی مزین شده و آیتی از هنر اسلامی را منعکس می کند. قبر مطهر در وسط حرم واقع است و بر روی آن صندوق نفیس و ضریح نقره نصب است. [۲۴۴] .
چهره های درخشان زیادی از سادات علوی و دانشمندان و دانشوران بسیاری از علمای اسلام در سرزمین سامرا عمری را سپری کرده یا در حول و حوش تربت عسکریین علیهماالسلام دفن گشته اند که ما تنها فهرستی از آنها را در این بخش تقدیم می کنیم: ۱ – محمد بن حسین، از نوادگان امام حسن علیه السلام. ۲ – محمد بن صالح، از سادات حسنی و از شاعران شهید شیعه. ۳ – عبیدالله بن عبدالله، از سادات حسنی که روزگاری نیز در کوفه امیر بوده است. ۴ – ابوالفضل محمد بن جعفر فرزند حسن مثنی پسر امام حسن مجتبی علیه السلام که در زندان عباسیان شهید شد. ۵ – موسی بن محمد، فرزند سلیمان بن داوود پسر حسن المثنی بن الامام الحسن علیه السلام. [ صفحه ۳۲۹] ۶ – محمد بن قاسم، از نوادگان امام سجاد علیه السلام. ۷ – قاسم بن عبدالله، فرزند حسین بن علی زین العابدین علیه السلام. ۸ – علی المکفل از نوادگان زید شهید فرزند امام سجاد علیه السلام. ۹ – علی بن ابراهیم بن علی بن عبیدالله فرزند حسین اصغر پسر امام سید الساجدین علیه السلام که در جلو خانه جعفر فرزند معتمد خلیفه ی عباسی، او را کشتند و قاتلش شناخته نشد. ۱۰ – زید بن موسی معروف به زیدالنار، فرزند امام موسی کاظم علیه السلام. ۱۱ – عبدالله بن حسین، از نوادگان جعفر طیار [۲۴۵] . ۱۲ – ابومحمد حسن فحام سامرائی، فرزند محمد بن یحیی، کسی که شیخ طوسی در امالی خویش مجلس دهم و بخشی از مجلس یازدهم را از او روایت می کند [۲۴۶] . ۱۳ – عثمان بن سعید عمری که عسکری نیز خوانده می شود، بزرگمردی که اولین نائب خاص از نواب اربعه ی مولا ولی عصر روحی فداه می باشد. ۱۴ – ابوالحسن علی بن محمد سمری یا سامرائی، آخرین نائب خاص از نائبان چهارگانه حضرت بقییالله عجل الله فرجه. ۱۵ – عبدالرحمان بن احمد بن جبرویه، معروف به ابومحمد عسکری، از متکلمان شیعه که خوشنویس (حسن التصنیف) و زبان آور (جید الکلام) بود، از جمله کتاب هایش: کتاب الکامل در امانت و کتاب حسن است. ۱۶ – ابوزکریا یحیی بن عبدالحمید حمانی، خطیب بغدادی پس از آن که او را با اوصافی چون: صدوق، ثقه می ستاید می گوید که از او نقل شده که گفت: مات معاویه علی غیر ملی الاسلام؛ معاویه در حالی از دنیا رفت که مسلمان نبود، سپس می نویسد: حمانی در سال ۲۲۸ ق در ماه رمضان، در سامرا وفات یافت و او نخستین کسی از محدثان متقدم بود که در سامرا درگذشت. [۲۴۷] . [ صفحه ۳۳۰] هنگامی که متوکل عباسی از امام هادی علیه السلام می پرسد: شاعرترین شاعران کیست؟ امام علیه السلام می فرماید: حمانی، چنان که می گوید: لقد فاخرتنا من قریش عصابی بمط خدود و امتداد الاصابع فلما تنازعنا المقال قضی لنا علیهم بما یهوی نداء الصوامع فان رسول الله أحمد جدنا و نحن بنوه کالنجوم الطوالع گروهی از قریش با ریش دراز و انگشتری بزرگ با ما مفاخره می کنند و فخر می فروشند. و هنگامی که با ما نزاع می کنند و سخن را به درازا می کشند، صدای اذان است که از مأذنه های مسجدها بلند می شود و به بحث خاتمه می دهد. چرا که رسول خدا حضرت احمد صلی الله علیه و اله جد ماست و ما پسر آن حضرتیم که چون ستارگان می درخشیم و نور می دهیم. متوکل گفت: منظور از «نداء الصوامع» چیست؟ امام فرمود: «اشهد ان لا اله الا الله و أشهد أن محمدا رسول الله، جد من، نه جد تو..» [۲۴۸] . ۱۷ – ابراهیم بن عباس صولی کاتب (۱۷۶ – ۲۴۳ ق) از شاعران بزرگ شیعی و از ستایشگران آل عدالت علیهم السلام، شاعر امام رضا علیه السلام که حضرت به او بیش از دعبل خزاعی التفات می فرمود و ابراهیم را بر او مقدم می داشت و دعبل خزاعی نیز می گفت: اگر ابراهیم به شعر روی آورد، ما را جا خواهد گذاشت، دیگر برای ما جایی در عرصه ی شاعری نخواهد ماند. این بزرگ مرد را با الفاظی چون: اعجوبه ی عصر خویش، بهترین نویسنده ی عصر عباسی و.. ستوده اند، علامه شوشتری پس از آن که می گوید: «صول» مردی بود از نژاد ترک که ابراهیم صولی به او نسبت می برد، می نویسد: «ابراهیم صولی نویسنده ای حاذق و بلیغ و فصیح و مبتکر بود» مرقدش را نیز در [ صفحه ۳۳۱] حول و حوش آستان قدس عسکریین علیهماالسلام نوشته اند [۲۴۹] . ۱۸ – علی بن محمد بن احمد مصری، در سال ۲۵۷ ق در سامرا متولد گشته و در سال ۳۳۸ ق از دنیا رفته است، وی را پارسا، زاهد، فقیه، عارف به حدیث خوانده اند و بیش از بیست کتاب و رساله اش را نام برده اند. ۱۹ – علی بن جعفر مدنی، از اهل علم و راویان و حافظان حدیث در سامرا، پس از ۷۲ سال عمر، در سال ۲۳۴ درگذشته است. ۲۰ – جعفر بن علی الهادی علیه السلام معروف به جعفر کذاب و تواب [۲۵۰] . ۲۱ – سید احمد پسر امام هادی علیه السلام. ۲۲ – زید بن علی، پسر امام هادی علیه السلام. ۲۳ – عبدالله بن علی، پسر امام هادی علیه السلام. ۲۴ – سید علی، پسر امام هادی علیه السلام. ۲۵ – موسی بن علی، پسر امام علی هادی علیه السلام. ۲۶ – علیه دختر امام هادی علیه السلام. ۲۷ – ابوالعباس احمد نجاشی، نویسنده ی کتاب معروف «رجال نجاشی»، که به اعتقاد بعضی بهترین و معتبرترین کتاب در علم رجال است، این بزرگ رجالی شیعه – که رحمت خدا بر او باد – در سال ۳۷۲ متولد و در سال ۴۵۰ در مطیرآباد متوفی گشته است، مطیرآباد یا «مطیره» روستایی است در نواحی سامرا. ۲۸ – افشین از سرسپردگان و سپاهیان بنی عباس که به دست آنها نیز زندانی شد تا دارش زدند و جسدش را سوزانیدند. ۲۹ – بابک خرم دین. ۳۰ – بغاء ترکی (در گذشته ۲۴۸) از سرکردگان سپاه بنی عباس که با آل علی علیه السلام میانه ی خوبی داشت و به فقرای سادات احسان بسیار می کرد. [ صفحه ۳۳۲] ۳۱ – مازیار، فرمانروای طبرستان، که پس از زندانی شدن و شکنجه در سامرا جان باخت [۲۵۱] . ۳۲ – حافظ حسن فرزند عرفی بن یزید، ابوعلی عبدی بغدادی، (م ۳۵۷) وی که از علمای عامه و از راویان حدیث غدیر است پیش علمای سنی موثق و مورد اعتماد است، او پس از ۱۱۰ سال عمر، در سامرا درگذشته است [۲۵۲] .
شاهد عینی
در تأیید این موضوع جا دارد سندی را بیاوریم که یکی از فضلا بالعیان موفق به مشاهده قبور ستارگان دیگر شده است. حضرت حجی الاسلام و المسلمین سید جعفر حسینی شاهرودی طی نامه ای این گونه نگاشته اند: حضور محترم دانشمند ارجمند جناب حجی الاسلام و المسلمین آقای ربانی خلخالی احتراما به عرض می رساند در راستای توفیقات الهی حضرتعالی نسبت به تألیف کتاب گران بهایی در خصوص امامین عسکریین علیهماالسلام در سامرا به عرض می رساند که در زمان مرجعیت مرحوم آیت الله العظمی شاهرودی از آنجایی که دولت وقت در رسیدگی و توجه به بقاع متبرکه امامان معصوم علیهم السلام مخصوصا امامان مدفون در شهر سامرا ستم می کردند، لذا در آن زمان مرحوم والد این جانب آیت الله حاج سید علی شاهرودی بر اماکنی که زیاد توجه نمی شد، عنایت خاصی را مبذول می داشتند. [ صفحه ۳۳۳] از آن جمله به دستور مرحوم آیت الله العظمی حاج سید محمود شاهرودی و تحت اشراف و توجه فرزند برومندشان مرحوم آیت الله حاج سید علی شاهرودی به کمک جمعی از شیعیان و بازاری های بازار آن روز بغداد کمک های فراوانی جهت تعمیرات روشنایی و غبارروبی آن بقاع متبرکه انجام می شد که سالانه یک بار توسط این جانب حاج سید جعفر شاهرودی و تعدادی از طلاب و فضلای حوزه نجف و بعضی از برادرانم [۲۵۳] به دستور مرحوم والد به سامرا رفته و در بعضی وقت ها کلیدهای حرم زیرزمین غیبت را شبانه روز در اختیار ما قرار می دادند تا این که به وضع روشنایی آنجا و همچنین غبارروبی و بعضی وقت ها تعمیراتی جزئی انجام بدهیم و امیدواریم ان شاء الله ذخیره ی آخرت قرار بگیرد. در راستای تعظیم از شعائر مذهبی و توفیقات ربانی این جانب را بر آن داشت که در جوار آستان قدس علوی امیرالمؤمنین علیه السلام و اشتغال به دروس حوزوی در نجف اشرف بعضی از ایام تعطیل حوزه علمیه نجف اشرف را مشرف به شهر مقدس سامرا بشوم و سر به آستانه مقدس امامان غریب امام هادی و امام حسن عسکری علیهماالسلام بگذارم و در سال های طولانی عتبه بوسی باشم و نواقص موجود در حرم مقدس به امر آیی العظمی آقای سید محمود رحمه الله ترمیم به همراه جمعی دیگر از فضلا و علما اصلاح نماییم. در این رابطه اطلاع یافتم که در سرداب مطهر زیر ضریح عسکریین علیهماالسلام حدود ۲۲ صورت قبر از خاندان امام هادی علیه السلام وجود دارد. بنا شده بود که سرداب عمیق و تعمیر گردد، ولی متعصبینی از اهل [ صفحه ۳۳۴] تسنن به بغداد تلگراف زدند که شیعه ها می خواهند قبر جعفر را باز کنند و جسمش را بیرون از حرم ببرند، بر این اساس از بغداد مأمور آمد و راه های منتهی به سرداب را بستند. مردم سامرا عموما اهل تسنن می باشند. یکی از مراجع بزرگ شیعه حفظه الله می فرمودند: اهل سامرا اکثرا از اولاد امام هادی علیه السلام می باشند، چون جعفر کثیرالاولاد بوده و بیش از صد نفر فرزند داشته است.
سه ستاره دیگر
در میان خلفای عباسی، متوکل بیش از همه به خاندان رسالت علیهم السلام و شیعیان سخت می گرفت، چنان که ۱۷ بار به دستور او آستان قدس حسینی را در کربلا خراب کردند. [۲۵۴] و فدک را که در زمان مأمون دوباره به فرزندان فاطمه علیهماالسلام برگردانده شده بود به زور از آنها گرفت، وی نه تنها خود، زندان ها و سیاه چال های سامرا و اطراف را پر از سادات علوی و شیعیان کرد، بلکه هر یک از دشمنان آل علی را حاکم شهرهای شیعه نشین ساخت تا در آن شهرها کسی جرئت ارتباط با آل عدالت را نداشته باشد، ابوالفرج اصفهانی می نویسد: و دیگر از کارهای متوکل آن بود که عمر بن فرج را بر مکه و مدینه حاکم ساخت و او از فرزندان ابوطالب جلوگیری می کرد تا با مردم تماس نگیرند و مانع از این می شد که مردم نیز به آنها کمک و احسانی کنند و اگر می شنید کسی به آنها کمکی کرده است هر اندازه هم آن کمک اندک بود آن شخص را تحت شکنجه و آزار قرار می داد و جریمه ی سنگینی برایش تعیین می کرد، همین سبب شد که کار تنگدستی زن های علویه ی مدینه به جایی رسید که چند تن از آنها یک پیراهن بیشتر نداشتند و ناچار بودند هنگام نماز آن پیراهن را روی نوبتی بپوشند و نماز بخوانند… [۲۵۵] . [ صفحه ۳۳۵] وی پس از آن، برای پنج بزرگمرد از آل علی فصلی از کتابش «مقاتل الطالبیین» را باز کرده و به تفصیل به ذکر قیام و شهادتشان می پردازد و از آنجایی که این دلیر مردان بیشتر در زندان های شهر سامرا به شهادت رسیده اند، ما نیز به طور خیلی خلاصه از ایشان نام می بریم: ۱ – محمد بن صالح بن عبدالله که با پنج واسطه نسبت به امام حسن مجتبی علیه السلام می رساند، او یکی از دلیر مردان علوی و از شاعران شیعی بود، پس از آن یارانی دورش گرد آمدند خروج کرد ولی با دسیسه ی مزدوران متوکل دستگیر و روانه ی زندان شد، بعد از سه سال و اندی که در زندان بود، در سامرا از دنیا رفت [۲۵۶] . ۲ – محمد بن جعفر، از نوادگان امام سجاد علیه السلام که در ری خروج کرد و پس از دستگیری در نیشابور زندانی شد و در زندان بود تا این که وفات یافت. ۳ – قاسم بن عبدالله بن حسین بن علی؛ امام سجاد علیهماالسلام، ایشان را عمر بن فرج والی مدینه دستگیر کرده و به سامرا فرستاد، پس از مدتی که در آنجا زیر نظر مأمورین حکومتی بود مریض شد، خلیفه به بهانه ی عیادت او، پزشکی را به پیش قاسم بن عبدالله فرستاد و آن پزشک با طرز مرموزی او را مسموم کرد، چنان که پس از چند روز شهید شد. ۴ – احمد بن عیسی بن زید، فرزند امام زین العابدین علیه السلام، مردی دانشمند و شجاع و فاضل و راوی بود که پدرانش یکی پس از دیگری قیام کرده و هر یک عاشورایی به پا کرده بودند، او نیز پس از عمری زندانی شدن و شکنجه دیدن و سال ها دربه دری و مخفیانه زیستن، بالأخره در زمان متوکل وفات یافت. ۵ – عبدالله بن موسی که با سه واسطه نسب شریفش به امام حسن مجتبی علیه السلام می رسد، این بزرگوار در زمان مأمون متواری گشت و تا عصر متوکل نیز پنهانی زندگی می کرد و مأموران خلافت شب و روز در تعقیبش بودند. پس از شهادت امام رضا علیه السلام مأمون نامه ای به عبدالله نوشت و از او خواست که [ صفحه ۳۳۶] خود را آشکار سازد و گفت که در نظر دارم تو را به جای امام رضا علیه السلام ولی عهد خویش کنم، اما عبدالله در نامه ای که به مأمون نوشت، تمام رشته های او را پنبه کرد [۲۵۷] . عبدالله بن موسی پس از عمری دربه دری، بالاخره به آرزویش که چیزی جز لقاء الله نبود رسید و زمانی که خبر مرگ او و همچنین خبر مرگ احمد بن عیسی را با هم به متوکل دادند، خیلی خوشحال شد، چنان که از شادی در پوست خود نمی گنجید، زیرا که از آن دو بزرگمرد خیلی وحشت داشت و فکرشان چون کابوس وحشتناکی بر سرش سایه افکنده و تلخ کامش می کردند و همیشه از قیام و انقلاب ناگهانی آن دو نفر می ترسید و فضیلت و بزرگواری آن دو را در میان شیعیان به خوبی می دانست [۲۵۸] .
برگرفته از کتاب چهرههای درخشان سامرا نوشته آقای علی ربانی خلخالی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *