زیارت نامه و ادعیه

زیارت غدیر نقل امام هادی قسمت دوم

ویژگی های اخلاقی جدشان
در این بندها حضرت به برخی از ویژگی های اخلاقی جدشان و نمونه های عالی خوی و منش مجسم در وجودشان بدین گونه اشاره می کند که از جمله می توان صفات زیر را نام برد :
۱ – مخالفت حضرت با هوای نفس تا آنجا که هیچ امری را بر طاعت و رضای خدا مقدم نمی داشت .
۲ – هم پیمانی با تقوا : حضرت تمامی گرایش های نیک را در خود جمع آورده و هر آنچه ایشان را به خداوند نزدیک می ساخت انجام می داد .
۳ – فرو بردن خشم .
۴ – گذشت و بخشش ایشان نسبت به متجاوزان به حق خویش .
۵ – خشم و غضب نسبت به کسانی که عصیان می ورزیدند و از راه دین منحرف می شدند .
۶ – خودداری حضرت از بازپس گرفتن حقشان برخاسته از سستی و ناتوانی نبود، بلکه هدف ایشان رعایت مصلحت اسلام بشمار می رفت .
امام هادی در دنباله زیارت خویش با امیرالمو منین چنین گفتگو می کند :
(سختی ها تو را باز نمی داشت و در تنگناها هرگز سست نمی شدی و از پیکار با فریب و تجاوز باز نمی ایستادی . . .) .
یکی از آشکارترین صفات حضرت ، استواری و پایداری ایشان بود که چون کوهی در برابر مشکلات و حوادث ناگوار می ایستادند و چیزی ایشان را از تلاش و فعالیت به نفع اسلام و نبرد با تجاوز و دروغ پردازان مانع نمی شد .
امام هادی همچنان صفات جدشان را بر شمارند و می گویند :
(این توئی که می گویی : گرد آمدن مردم اطرافم بر عزّت و نیرومندیم نمی افزاید و پراکندگی آنان نیز مرا هراسان نمی کند و اگر همه مردم مرا واگذارند . . .) .
یکی دیگر از ویژگی های بارز حضرت پایبندی به حق و عدالت بود که مانع توجه ایشان به چیز دیگری می شد . امام در همه حال حقیقت را مد نظر داشت و مظاهر فریبنده جامعه ، اندیشه ایشان را به خود مشغول نمی داشت ، اگر تمامی مردم به هواداری از حضرت می پرداختند کمترین احساس عزّت و غروری نمی کردند و اگر هم همگان پشت می کردند امام بیمناک نمی گشت و آنچه در همه حال دغدغه خاطر امام بشمار می رفت اشاعه عدل و گسترش حق میان مردم بود .
۵ – این زیارت همچنین به حادثه غدیر و بیعت مسلمانان با امیرالمو منین به عنوان امام و خلیفه آنان می پردازد و امام هادی می فرماید :
( (ان شاء اللّه تعالی استجاب لنبیه صلی اللّه علیه و آله فیک دعوته ، ثم امره باظهار ما اولاک لا مته اعلاء لشاءنک ، و اعلانا لبرهانک ، و دحضا للاباطیل ، و قطعا للمعاذیر فلما اشفق من فتنه الفاسقین ، و اتقی فیک المنافقین اوحی الیه رب العالمین : یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته ، و اللّه یعصمک من الناس . . .) . (۲۶۴)
(خداوند متعال درخواست پیامبرش را درباره تو پذیرفت و به او دستور داد سروری تو را بر امت اعلام کند تا مرتبه بلندت را نشان دهد و حقیقت وجودت را آشکار سازد و اباطیل و یاوه ها را خنثی و نابود کند و راه هر گونه عذری را ببندد، امّا هنگامی که پیامبر از فتنه اندیشناک گشت و بر تو از منافقان بیمناک شد خدایش پروردگار جهانیان به او وحی کرد :
(ای رسول ! آنچه را بر تو از پروردگارت نازل شده به همگان ابلاغ کن و اگر چنین نکنی رسالت خدایی را به پایان نرسانده ای و خداوند تو را از گزند مردم حفظ می کند) .
پیامبر نیز خستگی راه را به جان خرید و در گرمای سوزان نیمه روز بیابان بپا خاست ، خطاب کرد، به گوش همگان رساند، ابلاغ کرد سپس از همه پرسید و گفت : آیا وظیفه ام را انجام داده ام ؟
و همگان پاسخ دادند : آری به خدا .
و حضرت فرمود : خدایا شاهد باش . سپس گفت : آیا من سزاوارتر از مو منان به خودشان نیستم ؟
پاسخ دادند : آری (هستی) . و پیامبر دستت را گرفت و گفت : (هر که من مولای اویم پس علی مولای اوست ، پروردگارا ! دوستانش را دوست بدار و دشمنانش را دشمن ، یارانش را یاری کن و خوار کنندگانش را خوار نما، پس تنها گروه اندکی به آنچه خدا درباره تو نازل ساخته بود ایمان آوردند و اکثر آنان دچار زیان و خسارت گشتند . . .) .
روز غدیر بخش گسست ناپذیر رسالت اسلام است و زندگی اسلامی در هیچ حال از آن بی نیاز نیست و پیامبر اکرم به وسیله همین روز است که رهبری روحی و تاریخی امت را پس از خود تضمین کرده است و مسلمانان را بازیچه امواج فتنه ها قرار نداده است بلکه برای آنان رهبری تعیین کرد و همگان در روز غدیر با او به عنوان امام و حاکم بیعت کردند و خداوند با این آیه این بیعت را امضا کرد :
( (الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا) .) (۲۶۵)
(امروز دین شما را کامل کردم و نعمتم به تمامیت خود رسید و پسندیدم برای شما دین اسلام را) .
۶ – امام هادی – علیه السلام – رنج و مصائب جدش امیرالمو منین را در این زیارت یادآور شده و خطاب به ایشان می فرماید :
( (ثم محنتک یوم صفین و قد رفعت المصاحف حیله و مکرا، فاعرض الشک ، و عزف الحق ، و اتبع الظن ، اشبهت محنه هارون اذ امره موسی علی قومه فتفرقوا عنه ، و هارون ینادی بهم ، و یقول : یا قوم انما فتنتم به و ان ربکم الرحمن فاتبعونی و اطیعوا امری قالوا نبرح علیه عاکفین حتّی یرجع الینا موسی . . .) .) (۲۶۶)
(اندوه و رنج تو در جنگ صفین آن هنگام که قرآن ها به مکر و فریب بر سر نیزه رفت و شک فراگیر شد و حق را به بازی گرفتند و به پیروی از گمان و پندارها پرداختند همانند رنج و اندوه هارون بود که موسی او را بر قوم بنی اسرائیل امیر ساخت لیکن آنان را از گردش ، پراکنده شدند و او آنان را ندا در داد :
(ای قوم من ! شما به وسیله این گوساله امتحان شده اید و پروردگار شما خدای رحمان است پس مرا پیروی کنید و دستورم را بکار بندید امّا آنان گفتند : ما همچنان به پرستش آن مداومت خواهیم کرد تا موسی به سوی ما باز گردد) .
تو نیز هنگامی که مصاحف به بالا رفت گفتی : ای قوم ! شما به وسیله اینها فریفته شده اید و این امتحانی است برای شما لیکن آنان عصیان ورزیدند و دستور تو را اطاعت نکردند و تقاضای نصب (حکم) از سوی تو نمودند و تو از اینکار خودداری کردی و از اعمالشان به خداوند پناه جستی و ابراز انزجار نمودی و کار را به خودشان واگذاشتی .
همینکه حقیقت رخ نمود و تباهی و باطل روسیاه شد و آنان به خطا و کجروی خویش اعتراف کردند و پس از آن اختلاف نموده گناه تحکیم و پیامد آن را که خود مرتکب شده بودند به گردن تو انداختند و تو را مسو ول خطایی دانستند که آنان را از آن نهی کرده بودی و آنان با طیب خاطر بدان تن داده بودند و حال آنکه همواره بر راه درست و با بصیرتی خدایی عمل کرده بودی و آنان در بیراهه های گمراهی سرگردان بودند و آنقدر بر نفاق خویش پافشاری کردند و در وادی ضلالت بسر بردند که خداوند کیفر اعمالشان را در همین دنیا داد و با شمشیرت معاندینت را نابود ساخت و به شقاوت ابدی محکوم نمود و با حجت تو سعادتمندان را زنده کرد و هدایت کرد پس صلوات خدا بر تو در آغاز و انجام کار و در تمام حرکات و سکناتت باد هیچ مدح کننده ای بر کمالت احاطه پیدا نخواهد کرد و دشمن نیز از درک عمق فضیلت و بزرگیت ناتوان خواهد بود . . .) .
یکی از بزرگترین مشکلات و بحران هایی که امام امیرالمو منین را محاصره نمود، نیرنگ بر سر نیزه کردن قرآن ها بود که تمامی پیروزی های درخشان لشکر امام را که در آستانه شکست دادن کامل نیروی سرکش و حق ستیز معاویه و کسب پیروزی نهایی بود بر باد داد !
حیله معاویه و دعوت به (حکمیت) در گروهی از ابلهان که از شعور دینی برخوردار نبودند و حقیقت اسلام را درک نکرده بودند کارگر شد و آنان از اطاعت فرمانده خود سر پیچیدند و بنای سرکشی گذاشتند و شمشیرهای خود را در برابر امام به گردش درآوردند و از ایشان خواستند دعوت معاویه را بپذیرد و الا تن به کارزار دهد، امام نیز ناگزیر شد موافقت خود را اعلام نماید و جنگ را متوقف سازد و بدین گونه دوره حکومت حق و عدالت به پایان رسید و معاویه پیروز شد و ظلم ، ستم و استبداد را فراگیر ساخت .
همینکه ترفند معاویه برای آن ساده لوحان و افراد نادان روشن شد شتابان نزد حضرت امیر رفته از او خواستند بخاطر پذیرش صلح با معاویه توبه کند ! و به گناه نکرده اعتراف نماید . امام از پذیرفتن خواسته آنان خودداری کرد زیرا در زندگی سراسر نور و ایمانش ، کمترین غبار شکی نبود چه برسد به گناه و حیات امام چیزی نبود جز خدمتی صادقانه به اسلام و مسلمین .
امتناع امام آنان را به جبهه گیری ، جدا شدن از مسلمانان ، تشکیل خیمه و خرگاه ، حمله به مردم بی دفاع ، تخریب و عملیات ایذایی و نهایتا به جنگ واداشت و واقعه نهروان پیش آمد که سختی ها و مشکلات فراوانی برای مسلمانان ببار آورد و بذر فتنه و شقاق را در جامعه اسلامی افشاند .
بحث از زیارت غدیریه امام را که از زیباترین ، اصیل ترین ، بدیع ترین و پربارترین زیارات است در همین جا به پایان می بریم .
برگرفته از کتاب زندگانی امام علی الهادی علیه السلام نوشته آقای باقر شریف قرشی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *