نقش تربیتی و ارشادی

اقسام جبریون و دیدگاه امام هادی در مورد جبر

جبر) سه گروهند: ۱- دستهای معتقدند که کار به ) « قدر » مردمان در موضوع » : و نیز حدیثی از آن حضرت نقل شده که فرمودند
– ایشان واگذار شده، که ایشان با این پندار خود، خدا را در سلطه و قدرتش ضعیف شمردهاند، در نتیجه ایشان رو به هلاکتند. ۲
دستهای قائلند که خدای جلیل و عزیز، بندگان را مجبور به معصیت و تکلیف طاقت فرسا و خارج از حد توانشان کرده است که با
این پندار، به خدا نسبت ظلم و ستم دادهاند، و آنان نیز رو به هلاکتند. ۳- گروهی معتقدند که خداوند بندگان خود را در حد
توانشان مأمور ساخته، نه خارج از حد توان و زائد بر نیرویشان، پس هرگاه خوبی کنند، خدا را سپاس گویند؛ و چون بدی نمایند،
در نتیجه حضرت امام صادق (علیه «. استغفار و طلب آمرزش کنند. هر فردی با این عقیده، همان مسلمان رشید و رشد یافته است
السلام) با این کلام خبر داده است که هر کس از جبر و یا تفویض پیروی کند و بدان معتقد شود بر خلاف حق بوده و از صراط
امام علی النقی (علیه السلام) آن گاه به تشریح و توضیح مبانی شیعی میپردازد و در نوشتار بلند خود برای تقریب «. حق خارج است
اذهان و درک مطالب به بیان مثال هایی میپردازد تا همگان بتوانند به سادگی به محتوا و مقصود بلند آن برسند؛ آن بزرگوار در
من (در توضیحاتم)، هم جبر را که معتقد به آن دچار خطا بوده، و هم تفویض را که معتقد به آن به باطل » : این باره مینویسد
گرائیده شرح دادم، بنابراین مرتبه میان جبر و تفویض در وسط آن دو واقع است. سپس حضرت (علیه السلام) فرمودند: و برای هر
یک از این ابواب مثالی خواهم زد تا هم معنای آن را به ذهن جوینده حقیقت نزدیک سازد و هم بررسی نمودن، شرح آن را آسان
نماید، به گونهای که هم آیات محکم قرآن تصدیقش نمایند، و هم خردمندان پذیرفته و تأییدش کنند؛ و توفیق و عصمت با خدا
حضرت درباره دیدگاه جبریها مینویسد: آنان بر این باورند که خدا مردم را به گناه مجبور میکند و سپس آنان را بر «. است
کاری که مجبور بودهاند، مواخذه و عذاب میکنند. امام توضیح میدهد که این رأی و اندیشه نمیتواند با دین اسلام و قرآن
سازگار باشد. آن گاه امام (علیهالسلام) آیاتی را بیان میدارد که در آنها خداوند به صراحت ظلم و ستم را ناروا میشمارد و خود
را از آن مبرا میدارد. سپس میافزاید که چگونه کسی میتواند بنده خود را بر کاری مجازات کند که خود او را بدان مجبور نموده
است. امام درباره مسأله تفویض نیز چنین توضیح میدهد: و اما آن تفویضی که امام صادق (علیه السلام) آن را باطل دانسته و
خداوند اختیار امر و نهی خود را به بندگان سپرده، و سرخود رهایشان » : معتقدان و پیروانش را خطاکار برشمرده این عقیده است که
اگر خدا اختیار بندگان را از سر اهمال و سهل انگاری به خودشان سپرده بود، باید انتخاب آنان » : امام ادامه میدهد . « ساخته است
را (هرچه باشد) پذیرفته، و به سبب آن مستحق ثواب گردند، و (زمانی که خود سری و اهمال حاصل شود) دیگر بر جنایتی که
برای این سخن میتوان دو معنا احتمال داد: اول این که بندگان خدا بر خدا شوریدهاند و » امام میفرماید . « کنند هیچ عقوبتی نباشد
خدا نیز به ناچار آن را پذیرفته است که این به معنای ناتوانی و وهن خداست؛ دوم این که خداوند از وادار نمودن بندگانش به
کاری درمانده و عاجز است. از این رو امر و نهی خود را بدیشان سپرده و بر وفق مرادشان امضاء نموده است. هر دو این معنا به کفر
«. برمیگردد و اسلام آن را مردود میشمارد. آیات بسیاری در قرآن آمده است که این معنا را باطل و نادرست میداند
دیدگاه صحیح درباره جبر و تفویض
امام (علیه السلام) آن گاه به بیان دیدگاه درست و نگرش توحیدی میپردازد و مینویسد: اما آن چیزی که ما به آن اعتقاد داریم
این است که خداوند مردم را با قدرت خود آفریده، و نیرویی به ایشان بخشیده تا با آن او را پرستش و اطاعت کنند، آنگاه آنان را
به خواست خود امر و نهی کرد، و پیروی امر خود از ایشان پذیرفته و بدان رضایت داد و آنان را از کارهایی بازداشته و گناهکاران
و نافرمانان را نکوهیده و بر گناهشان و نافرمانی شان مجازات میکند. اختیار در امر و نهی با خدا است. پس هر کس که فرمان برد،
راه یافت و هر کس عصیان ورزید گمراه و سرکش گشت. این اطاعت و نافرمانی نیز به جهت قدرت و نیرویی است که خداوند به
صفحه ۱۲۱ از ۱۸۸
راه یافت و هر کس عصیان ورزید گمراه و سرکش گشت. این اطاعت و نافرمانی نیز به جهت قدرت و نیرویی است که خداوند به
«. ایشان داده است
دو مثال ساده
برای فهم درست این مطلب ذکر مثالی خالی از لطف نیست. از یکی از علمای بزرگ اسلام درباره جبر و تفویض و امر بین الامرین
پرسیدند. وی به پرسشگر خود گفت: پای راست خود را بلند کن. او این کار را کرد. سپس گفت: پای راست را بر زمین بگذار و
پای چپ را بلند کن. این چنین کرد. در مرتبه سوم به او گفت: حالا پای چپ و راست را همزمان بلند کن و بایست. نتوانست و بر
زمین افتاد. عالم گفت: این همان امر بین امرین است. یعنی اختیار داری که هر یک را برداری ولی اختیار نداری هر دو را برداری
چون جبر و قوانین جبری طبیعت، این اجازه را به تو نمیدهد که همزمان دو پا را از زمین بلند کنی. باز یکی از اساتید درباره این
مسأله به جمله بحول الله و قوته اقوم و اقعد تمسک جست و گفت: حول و قوت و قدرت را به خدا نسبت میدهی ولی این فعل بلند
شدن و نشستن را به خود نسبت میدهی، یعنی که بخشی از آن من است و در آن اختیار دارم و بخشی از آن دیگری است و در آن
مجبورم. به هر حال آن چه از معنای تفویض و اختیار آمده است نشان میدهد که نمیتواند هر یک از دو نظریه به تنهائی درست
باشد و تنها در صورتی میتوان باور قرآنی داشت که قایل به امر میان دو امر جبر و اختیار باشیم. امام هادی (علیه السلام) پس از
بیان آیاتی از قرآن و روشن کردن مسأله جبر و تفویض مینویسد: از امیرالمؤمنین (علیه السلام) نقل شده که پس از بازگشت از
شام (جنگ صفین) در پاسخ به پرسش مردی که پرسید: ای امیرمؤمنان بفرمائید حرکت ما با شما آیا قضا و قدر الهی بود؟ فرمودند:
آری؛ از هیچ تپهای بالا نرفتید و به هیچ درهای سرازیر نشدید مگر به قضا و تقدیر الهی، پرسید: ای امیرمؤمنان آیا رنج و زحمتی که
من در این راه بردهام به حساب خدا بگذارم؟ فرمودند: مپرس ای پیرمرد، که بی شک خداوند به ازای (رنج) این سفر و راهی که
پیمودید، و هر مکانی که منزل کردید، و در برگشت شما که بازمیگشتید (در تمامی این مراحل) به شما اجر و پاداشی عظیم داده
است، چرا که شما در هیچ یک از کارهایتان نه مجبور بودید و نه ناچار. مبادا پنداشتهای که آن قضائی قطعی و تقدیری حتمی بوده
است؟! اگر مطلب این چنین بود در این صورت پاداش و کیفر بیهوده گشته، و تشویق و تهدید بی معنا میبود، و دیگر چیزی پابرجا
و ثابت نمیماند. این اعتقاد بت پرستان و دوستان شیطان است، به درستی خدای جلیل و عزیز با دادن اختیار است که امر و فرمان
داده، و برای برحذر ساختن، نهی فرمودند ه است. نه اطاعت از او با اکراه و زور است، و نه از سر قهر و چیرگی بدون اختیار
نافرمانی و معصیت شده، و نه آسمانها و زمین و آن چه را میان آنهاست بیهوده و عبث آفریده است! این پندار کسانی که کفر
امیرالمؤمنین (علیه السلام) موافق و مناسب قرآن راهنمائی فرمودند ه است و » : امام هادی (علیه السلام) در ادامه مینویسد «. ورزیدند
آن با (مذهب) جبر و تفویضی که اعتقاد و پیروی از هر دو آنها باطل و کفر و مایه تکذیب قرآن است، منافات دارد، و ما از
گمراهی و کفر به خدا پناه میبریم! ما نه معتقد به جبریم و نه به تفویض، بلکه قائل به مرتبهای میان آن دوئیم و آن امتحان و
آزمایش توسط قدرتی است که خدا به ما داده و در پرتو آن به طاعت خود فراخوانده است، هم چنان که قرآن بدان گواه است، و
«. امامان نیکو کار خاندان پیامبر- که درود خدا بر تمام ایشان باد- بدان معتقدند
برگرفته از کتاب دانستنی های امام هادی علیه السلام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *