گسترش و ترویج علوم

امام هادی و پرسش های یحیی بن اکثم

یحیی که سو الاتی از قبل آماده کرده و نوشته بود و آنها را برای آزمودن امام در نظر گرفته بود به امام داد و خواستار پاسخ شد . حضرت پرسش ها را گرفته به ابن سکّیت فرمود تا پاسخ ها را که امام می گوید بنویسد . ما در اینجا پرسش ها و پاسخ ها را با اندکی تصرف می آوریم :
س ۱ – خداوند در قرآن می فرماید : ( (قال الذی عنده علم من الکتاب اءنا آتیک به قبل ان یرتد الیک طرفک) .) (۵۸۹)
(آنکه نزدش بهره ای از کتاب بود (به سلیمان) گفت : من عرش (ملکه سبا) را قبل از آنکه پلک بزنی نزدت حاضر خواهم کرد) .
پرسنده سلیمان و پاسخگو آصف (بن برخیا) است آیا سلیمان پیامبر به علم آصف نیازمند است ؟
ج – سلیمان به آنچه (آصف) می دانست و فراتر از آن نیز عارف بود لیکن می خواست به امت خود اعم از جن و انس بفهماند که حجت پس از خود (آصف) است و آنچه آصف انجام داد از سلیمان فرا گرفته بود و او به امر خدا به آصف آموخته بود تا در امامت و ولایت وی اختلافی پیش نیاید و حجت بر همگان تمام شود .
س ۲ – خداوند در قرآن کریم می فرماید : ( (و رفع ابویه علی العرش و خروا له سجدا؛) (۵۹۰) و یوسف والدین خود را بر عرش (و جایگاه) برآورد و همگی برایش به سجده درآمدند) .
چگونه یعقوب و فرزندانش که همگی پیامبر بودند برای یوسف سجده کردند ؟
ج – یعقوب و فرزندانش برای یوسف سجده نکردند بلکه سجده آنان برای اطاعت خدا و تحیّت و درود به یوسف بود، همانگونه که سجده ملائکه برای آدم نبود . در حقیقت یعقوب ، و فرزندان یازده گانه اش و یوسف خدا را برای شکرگزاری از اینکه همه دور هم جمع شده اند و دوران هجرا بسر رسیده است سجده کردند و سپاس خدا بجای آوردند . آیا توجه نکرده ای که یوسف در همان حالت شکر می گوید : ( (رب قد آتیتنی من الملک . . . ؛) (۵۹۱) پروردگارا ! سلطنت و حکومت نصیبم ساختی . . .) .
س ۳ – خداوند متعال می فرماید : (فان کنت فی شک مما انزلنا الیک قبل الذین یقرو ن الکتاب) .) (۵۹۲)
(اگر در آنچه بر تو فرود فرستاده ایم شک داری پس از قاریان کتب آسمانی بپرس) .
اگر مخاطب آیه خود پیامبر باشد پس او نیز شک کرده است (و دچار تردید شده است) و اگر مخاطب دیگری است پس قرآن بر چه کسی نازل شده است ؟
ج – مخاطب آیه شخص رسول خداست و کمترین شک و تردیدی درباره آنچه بر او نازل شده بود نداشت لیکن جاهلان می گفتند : (چرا خداوند از ملائکه پیامبری مبعوث نکرد ؟ و چرا خداوند پیامبر خودش را از خوردن ، آشامیدن و رفت و آمد در معابر و بازارها بی نیاز نساخت ؟)
لذا خداوند به رسول اکرم وحی نمود تا در حضور معترضان جاهل از قاریان کتاب (تورات) بپرسد :
(آیا خداوند تاکنون پیامبری را که نه بخورد و نه بیاشامد و نه در بازارها رفت و آمد کند فرستاده است ؟ (و چون چنین نیست ای محمّد تو نیز مانند آنان هستی و در این موارد با دیگران فرقی نداری)) .
و اینکه خداوند تعبیر : ( (فان کنت فی شک ؛) اگر شک داری) را بکار می برد – با آنکه پیامبر هرگز شک نداشته است – برای رعایت انصاف در گفتگو و مجادله است همانطور که خداوند در آیه مباهله می فرماید :
( (فقل تعالوا ابناءنا و ابناءکم و نساءنا و نساءکم و اءنفسنا و اءنفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنت اللّه علی الکاذبین) .) (۵۹۳)
(بگو (ای کافران) بیایید همگی فرزندان ، همسران و خود را بخوانیم سپس به مباهله بپردازیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم .
ولی اگر خداوند می فرمود : بیایید لعنت خدا را بر شما قرار دهیم) آنان هرگز دعوت حق را نمی پذیرفتند . لذا با آنکه خداوند می دانست فرستاده و پیامبرش راستگوست و ادای وظیفه کرده است و همچنین خود پیامبر نیک می دانست که در گفته هایش صادق است لیکن ترجیح داد انصاف و برابر در گفتار را رعایت کند و دروغگویان را مردد قرار دهد .
س ۴ – خداوند می فرماید : ( (و لو ان ما فی الارض من شجره اقلام و البحر یمده من بعد و سبعه ابحر ما نفدت کلمات اللّه) .) (۵۹۴)
(اگر تمامی درختان عالم قلم شود و دریا به اضافه هفت دریای دیگر مرکب گردد نخواهند توانست که کلمات الهی را بنگارند و به پایان رسانند .
امّا این دریاها عبارتند از : عین الکبریت ، عین الیمن ، عین برهوت ، عین الطبریه ، چشمه گرم ماسیدان (ماسبندان در ( تحف العقول)) معروف به (لسان)، چشمه آب گرم افریقیه معروف به (سیلان) و عین باحوران .
و (کلمات الهی) که پایان نپذیرد ماییم که تمامی فضائل و صفاتمان به قلم نخواهد آمد .
س ۵ – خداوند می فرماید : ( (و فیها ما تشتهیه الا نفس و تلذ الا عین ؛) در بهشت آنچه دل خواهد و چشم را خوش آید یافت شود) . (۵۹۵)
دل حضرت آدم نیز هوای خوردن گندم کرد پس چرا مجازات گشت و از بهشت رانده شد ؟
ج – در بهشت آنچه دل آدمی بخواهد و چشم بپسندد از خوردنی و نوشیدنی و سرگرمی یافت می شود و خداوند تمام آنها را بر حضرت آدم مباح ساخت ، امّا درختی که خداوند آدم و حوا را از نزدیک شدن و خوردن میوه آنها منع کرد، درخت (حسد) بود . خداوند از آدم و همسرش عهد گرفت که با چشم حسادت به هیچیک از مخلوقات ننگرند و بر آنکه از فضل الهی برخوردار است حسد نورزند لیکن آدم فراموش کرد و خداوند عزم او را سست یافت .
س ۶ – خداوند متعال می فرماید : (او یزوجهم ذکرانا و اناثا؛) (۵۹۶) یا جفت کند به ایشان نرانی یا مادگانی) .
اگر خداوند بندگان مرد را با مردان تزویج کند چرا قومی را بدین سبب هلاک ساخت ؟ (توجه کنید که یحیی آیه را به معنی دیگری گرفت تا بتواند چنین اشکالی کند !) .
ج – خداوند متعال مردمان مطیع (۵۹۷) را همسرانی مناسب عطا می کند و فرزندانی پسر یا دختر هر گونه که بخواهد می بخشد، منزه است خداوند از اینکه آنچنان که تو پنداشته ای و به دنبال توجیه آن هستی سخن بگوید و قصد کند . بدان هر که بدان عمل زشت روی آورد (گناهی بزرگ مرتکب شده و عذابی دو چندان در قیامت فرار روی او خواهد بود و در دوزخ جاودانه خواهد ماند مگر آنکه توبه کند) . (۵۹۸)
س ۷ – چگونه شهادت یک زن به تنهایی رواست در حالی که خداوند می فرماید : ( (و اشهدوا ذوی عدل منکم ؛) (۵۹۹) و دو مرد مسلمان عادل را به شهادت گیرید) .
ج – قبول کردن شهادت یک زن ، این تنها شهادت زن قابله و ماماست که هنگام رضایت جایز و نافذ است و اگر رضایت نباشد حداقل دو زن باید باشد تا آنکه جای یک مرد به حساب آید زیرا این مساءله از اموری است که مردان را امکان گواهی دادن و شهادت نیست و ضرورتا باید از زن استفاده شود و اگر تنها یک زن گواه باشد در صورت سوگند خوردن شهادت او مقبول و مسموع می افتد .
س ۸ – علی – علیه السلام – درباره تعیین جنسیت خنثی فرموده است به مخرج بول او بنگرند اگر به گونه مردان باشد حکم مرد بر او مترتب می گردد و اگر مانند زنان باشد حکم زن را دارد . سو ال اینست که چه کسی به مخرج بول خنثی بنگرد ؟ اگر مردی بنگرد احتمال دارد خنثی زن باشد و اگر زنی بنگرد امکان مرد بودن خنثی وجود دارد و در هر دو صورت مرتکب حرام شده ایم . دیگر آنکه حکم میراث خنثی چیست ؟
ج – حکم همان است که حضرت علی – علیه السلام – فرموده است لیکن کیفیت اجرای آن بدین گونه است : چند مرد عادل هر یک آیینه ای به دست می گیرند و خنثی پشت سر آنها برهنه می گردد و آنان در آیینه ای می نگرند و از طریق تصویری که در آن افتاده است به زن یا مرد بودن او حکم می کنند و نتیجتا حکم میراث او نیز معین می گردد .
س ۹ – مردی نزد گله گوسفندی رفت و چوپان را دید که با یکی از گوسفندان وطی می کند ! همینکه چوپان ، تازه وارد را دید گوسفند را رها کرد و او هم داخل گله گشت . حال حکم گله چیست ؟ آیا گوشت آنها را می توان خورد ؟ و اگر قرار شود گوسفند را بکشیم چگونه این کار را انجام دهیم ؟
ج – اگر آن مرد ناظر، گوسفند موطوئه را بشناسد باید او را بکشد و سپس بسوزاند و اگر نمی شناسد گله را دو بخش کند و قرعه بیندازد به نام هر نیمه و بخشی درآمد، آن نیمه دیگر رها می شود و نیمه باقی مانده مجددا دو قسمت می گردد و باز قرعه می اندازد و این کار را همچنان ادامه می دهد تا آنکه فقط دو گوسفند باقی بماند و باز قرعه می زند به نام هر که در آمد او را گرفته می کشد و سپس می سوزاند و باقی گوسفندان رها می شوند، و خوردن گوشت آنها جایز است . (۶۰۰)
س ۱۰ – چرا در نماز صبح که از نمازهای روزانه است حمد و سوره را بلند باید خواند در حالی که جهر و بلند خواندن مختص نمازهای شبانه است ؟
ج – زیرا پیامبر ( – صلی اللّه علیه و آله -) نماز صبح را در تیرگی آخر شب و قبل از روشنایی روز می خواند لذا قرائت آن ملحق به نماز شب گشت .
س ۱۱ – علی – علیه السلام – به ابن جرموز (قاتل زبیر) فرمود : کشنده پسر (صفیه) را به دوزخ بشارت ده (۶۰۱) پس چرا او را نکشت در حالی که امام بود ؟
ج – سخن امام به ابن جرموز : (کشنده ابن صفیه را به دوزخ بشارت ده) در حقیقت پیش گویی پیامبر بود که امام آن را نقل فرمود . ابن جرموز بعدها از خوارج گشت و در فتنه و جنگ نهروان به هلاکت رسید . و چون امام می دانست او را در آینده در نهروان هلاک خواهد ساخت لذا آن موقع او را نکشت .
۱۲ – چرا علی – علیه السلام – در جنگ صفین دستور داد نیروهای دشمن را بکشند حتّی اگر زخمی باشند یا آنکه فرار کنند و به جبهه پشت کنند و خود نیز این دستور را بکار بست امّا در جنگ جمل دستور داد فراریان را تعقیب نکنند و زخمیان خودداری نمود و هر که را سلاح به زمین گذاشت امان داد بدین علت بود که اهل جمل رهبرشان کشته شده بود و مرکزی برای گردآوری آنان نبود و مردم بدون قصد توطئه ، اختلاف ، جنگ و فریبکاری به سوی خانه های خود روان گشتند و به این قانع شدند که از آنان گذشت شود لذا امام حکم نمود شمشیر را از آنان باز دارند و آنان را نیازارند زیرا دیگر به فکر جنگ طلبی علیه امام نبودند .
امّا در مورد جنگ صفین مساءله فرق می کرد آنان به مرکز فرماندهی آماده نبرد می پیوستند و رهبری چیره دست برای آنان سلاح های گوناگون مانند : نیزه ، زره و شمشیر فراهم می ساخت و به آنان عطای بیکران می بخشید، برایشان دارایی آماده می کرد، بیمارشان را بازدید و زخمیان را درمان می کرد و دست و پا شکستگان را معالجه می نمود . به پیادگان اسب و برهنگان لباس می داد و آنان را تازه نفس ، مجهّز، سالم و سرپا به جنگ امام می فرستاد تا بار دیگر با حضرت بجنگند لذا امام برای کندن ماده فساد دستور داد تا زخمی ، فراری و جنگی را به یکسان از پای درآورند و آنان را زنده نگذارند . لیکن درباره اهل بصره این چنین نبود و با انداختن اسلحه خود و نبودن مرکز تدارکات و فرماندهی امکان بازگشت به میدان و ایجاد خطر از میان می رفت پس حضرت دستور داد از زخمی و فراری آنان درگذرند . هرگز این دو گروه یک حکم ندارند و با آنان یکسان برخورد نمی شود و اگر حکم و فرمان امیرالمو منین در جنگ جمل و صفین نبود هرگز حکم عاصیان از اهل توحید و مسلمانان یاغی مشخص نمی شد و با سیره امام بود که روشن شد هر که در برابر امام بایستد کشته می شود مگر آنکه توبه کند .
س ۱۳ – مرا از مردی که اقرار به لواط کرده است خبر بده ، آیا حدّ درباره اش جاری می گردد یا نه ؟
ج – مردی که خود بخود به لواط اقرار می کند و بیّنه ای بر او اقامه نشده است بلکه بی مقدمه اعتراف نموده امام به حق و منصوب از طرف خدا که صلاحیت اجرای حد را دارد می تواند او را از طرف خدا ببخشد آیا نشنیده ای سخن خدا را که می فرماید :
( (هذا عطاو نا فامنن اوامسک بغیر حساب ؛) (۶۰۲) این عطای ماست به تو پس هر چه می خواهی ببخش یا آنکه نگهدار) .
در اینجا خداوند بخش را بر امساک مقدم می دارد پس بدان که هر چه از ما پرسیدی پاسخ آن را به تو دادیم .
پاسخ های علمی و مستدل امام به این پرسش های پیچیده و دشوار یحیی را مبهوت کرده و او متوجه متوکل شده گفت :
(دوست نمی داریم پس از پرسش هایم دیگر سو الی از این مرد کنی زیرا او هر پاسخی را می نویسد و بدینسان دانش بود خود را آشکار و ثبت می کند و همین موجب تقویت رافضی ها می گردد) . (۶۰۳)
امام هادی – علیه السلام – به مجرد دیدن سو ال های دقیق یحیی پاسخ ها را به ابن سکّیت املا فرمود و بدین گونه گوشه ای از دریای دانش خود را – که یکی از عناصر آشکار شخصیتشان است – عیان ساخت و دوست و دشمن را مجذوب و مبهوت توان حیرت انگیز علمی خود نمود .
البته این مطلب برای ما بسیار طبیعی است زیرا حضرت ، علمشان اکتسابی نبود بلکه آن را از پدران خود اخذ نموده بود و ریشه آن در (وحی) قرار داشت . بدین گونه است که امام یکی از نادره های اندیشه بشری می باشد که بر تارک تاریخ می درخشد و به زندگی ما نور می دهد .
برگرفته از کتاب زندگانی امام علی الهادی علیه السلام نوشته آقای باقر شریف قرشی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *