معجزات و کرامات

کرامات امام هادی خبر از ما فی الضمیر علی بن یقطین

مرحوم علامه بحرانی و علامه مجلسی از کتاب عتیق غروی نقل مینمایند از علی بن یقطین بن موسی اهوازی که من پیرو مذهب معتزله بودم و از وضع و حالات علی بن محمد (امام علی النقی علیهالسلام) به من خبرهایی رسیده بود که نمیپذیرفتم و مسخره [ صفحه ۱۱۶] میکردم تا روزگار مرا برای دیدار با سلطان به سامرا کشاند. روزی که وارد سامرا شدم بنا بود فردای آن روز سلطان به میدان عمومی بیاید و همهی مردم به آنجا بیایند. روز بعد مردم در حالی که لباسهای نرم و نازک پوشیده بودند و بادبزن در دست داشتند بیرون آمدند ولی دیدم امام هادی علیهالسلام لباس زمستانی پوشیده و با وسایل و ابزار زمستانی بر مرکب سوار است و میگفت: (الا ان موعدهم الصبح الیس الصبح بقریب) [۱۶۹] آگاه باشید که وعدهگاه آنان صبح است مگر صبح نزدیک نیست. وقتی که مردم به میان بیابان آمدند ابری نمودار گردید و باران به شدت بارید مرکبهای سواری پایشان تا زانو به گل فرورفت و آلوده شدند و با وضع زشتی برگشتند ولی امام هادی علیهالسلام با وضعی زیبا و جالب برگشت و از گل و لای به او چیزی اصابت نکرد. من پیش خود گفتم: اگر خدا او را از اوامر پنهانی آگاه ساخته پس او امام است و من پیش خود گذراندم که از وی بپرسم که عرق جنب از حرام چه حکمی دارد و گفتم: اگر آن پارچهای که بر سر دارد برداشت و روی قربوس زین گذاشت او امام است. دیدم حضرت زیر سایبانی تشریف برد و آن پارچه را از سر مبارک برداشت بر کوههی زین گذاشت سه بار این کار را انجام داد پس به من توجهی نمود و فرمود: اگر عرق جنب از حلال باشد نماز در پیراهن جایز است و اگر از حرام باشد جایز نیست، من با دیدن این کرامت او را تصدیق نمودم و قائل به فضل او شدم و ملازم او گردیدم. [۱۷۰] .
برگرفته از کتاب زندگانی عسکریین : امام علیالنقی علیهماالسلام نوشته آقای عباس حاجیانی دشتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *