معجزات و کرامات

کرامت امام هادی برای داود

[۴۸۳] -۱۰۳- روی ابن شهرآشوب: باسناده عن داود بن القاسم الجعفری قال: دخلت علیه بسر من رای و انا ارید الحج، لاودعه فخرج معی، فلما انتهی الی آخر الحاجز نزل و نزلت معه، فخط بیده الارض خطه شبیهه بالدائره ثم قال لی: یا عم خذ ما فی هذه یکون فی نفقتک و تستعین به علی حجک، فضربت بیدی فاذا سبیکه ذهب فکان فیها مائتا مثقال [۴۸۴] .
[۴۸۵] -۱۰۳- ابن شهرآشوب با سند خود از داود بن قاسم جعفری نقل می کند که گفت: می خواستم به حج بروم، در سامرا خدمت امام هادی علیه السلام رسیدم تا با او خداحافظی کنم، او نیز با من بیرون آمد، چون به آخر دیوار [خانه یا خانه ها] رسید پائین آمد، من نیز با او پائین آمدم، با دست [مبارک] خود خطی همچون دایره کشید، و به من فرمود: عمو جان! آنچه در این است بردار تا خرج راه، و کمک بر حجت باشد، پس دست زدم دیدم شمش طلا است، دویست مثقال طلا داشت.
برگرفته از کتاب فرهنگ جامع سخنان امام هادی (ع) نوشته آقای محمود شریفی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *