آرشیو معجزات و کرامات
-
0
معجزات و کرامات امام هادی – به آسمان پرواز نمود
و او میگوید: به امام علی النقی علیه السلام عرض کردم: میتوانی به آسمان بروی و چیزی بیاوری که در زمین مانند نداشته باشد تا برای ما برهانی باشد؟ حضرت […] -
0
کرامات امام هادی پیش بینی باران
علیّ بن مهزیار اهوازی حکایت کند :در یکی از روزها وارد شهر سامراء شدم در حالتی که مشکوک بودم که آیا می توانم خدمت امام علیّ هادی علیه السلام برسم […] -
0
معجزات و کرامات امام هادی – الاغ مرد خراسانی را زنده نمود
و از همان کتاب از محمد بن سنان زاهری نقل مینماید که امام هادی علیه السلام به حج آمده بود در بین راه که به مدینه برمیگشت مردی از اهل […] -
0
کرامات امام هادی پیش بینی مهم در آزادی از زندان
مرحوم طبرسی، راوندی، اربلی، ابن شهرآشوب و برخی دیگر از بزرگان آورده اند:یکی از اصحاب حضرت ابوالحسن، امام هادی صلوات الله علیه به نام محمد بن فرج رخجی حکایت کند: […] -
0
کرامات امام هادی هیچ زمینی از قبر خالی نیست
یحیی بن هرثمه وزیر متوکّل عبّاسی حکایت کند :روزی خلیفه مرا احضار کرد و گفت : باید سیصد نفر همراه خود برداری و از طریق کوفه ، عازم شهر مدینه […] -
0
کرامات امام هادی مردن مردی در اثر نفرین حضرت
و از کتاب راوندی نقل نموده که شخصی به نام معروف از بستگان امام هادی علیهالسلام [ صفحه ۱۴۳] خدمت حضرت آمد و گفت: من برای دیدن شما آمده بودم […] -
0
کرامات امام هادی – از گرفتاری محمد بن عبدالله قمی خبر داد
اشارهصاحب مدینه المعاجز از کتاب الهدایه الکبری نقل نموده که محمد بن عبدالله قمی گفته: هدیههایی از قم به سامرا خدمت امام هادی علیه السلام حمل نمودم. وارد سامرا شدم، […] -
0
معجزات و کرامات امام هادی – کار حضرت مسیح را انجام میداد
و از کتاب عیون المعجزات از هاشم بن زید نقل نموده که دیدم کوری مادرزاد (یا دیوانهای) را خدمت علی بن محمد علیهماالسلام آوردند حضرت او را شفا داد و […] -
0
معجزات و کرامات امام هادی – وضعیّت وجوهات و اموال ارسالی از قم
مرحوم شیخ طوسی، ابن شهرآشوب و برخی دیگر از بزرگان در کتابهای خود آوردهاند: یکی از راویان حدیث به نام ابوالحسن،محمّد منصوری حکایتی را از زبان عمویش تعریف کند که […] -
0
کرامات امام هادی خبر از شهادت پدرشان امام جواد
حسن بن علی وشاء گفته: ام محمد کنیز امام رضا علیه السلام به من خبر داد که روزی امام هادی علیه السلام به خانه آمد در حالی که ناراحت بود، […]